تبلیغات
امام علی(ع)مظهر علم شجاعت جوانمردی-مذهبی
امام علی(ع)مظهر علم شجاعت جوانمردی-مذهبی

(مولوى )
حضرت على (ع ) چهارمین پسر حضرت ابوطالب (یعنى بعد از طالب و عقیل و جعفر) است كه 23 سال قبل از هجرت ، به دنیا آمد. مادرش فاطمه دختر اسد بن هاشم بن عبد مناف است . محل تولد حضرت على را خانه كعبه نوشته اند و آن 13 رجب مصادف با روز جمعه بوده است .
حضرت على (ع ) تا شش سالگى در خانه پدر بود، از آن سال به بعد به جهت خشكسالى در مكه ، زندگى ابوطالب دچار سختى شد و این كار هم حكمتى داشت زیرا همین امر موجب شد كه حضرت على (ع ) در مكتب رسالت و در آغوش پر مهر محمّد (ص ) قرار گیرد. على (ع ) در سایه تربیت محمّد هرگز در سراسر عمر در مقابل بتها تواضع نكرد. و از بین مردان نخستین كسى بود كه به پیامبرى رسول مكرم (ص ) ایمان آورد؛ زیرا در حدود هفت سال با پیغمبر (ص ) و در خانه رسول خدا زندگى كرد تا بعثت رسول مكرم (ص ) پیش آمد. حضرت على (ع ) رسالت پیامبر را از دل و جان پذیرفت .
على (ع ) نیز در این باره مى فرماید: (چنانكه بچه به دنبال مادرش مى دود؛ پیوسته پیرو رسول خدا بودم و هر روز درسى از فضایل اخلاقى به من مى آموخت و مرا دستور داد از وى پیروى كنم ).
از زمان بعثت پیامبر، على (ع ) همیشه در كنار پیامبر و در غم و شادیش ‍ شریك و در تمام فراز و نشیبهاى زندگى همراه وى بود. در سختى هاى سیزده ساله مكه و در جنگهاى بدر و احد و خندق تا پیروزى فتح مكه و حنین و... در مدینه ، همیشه تلاش و فداكارى و ایثار كرد.
همگان ، على (ع ) را مظهر عدالت ، صداقت و فداكارى شناخته اند و چنین بود. شدت سختگیرى على (ع ) در اجراى عدالت و تحقق حق ، بین دوست و دشمن ، ضرب المثل است و چنین است .
در سالهاى آغازین اسلام ، رسول خدا (ص ) براى نماز خواندن به دره هاى مكه مى رفت و على (ع ) را با خود همراه مى برد و با هم نماز مى گزاردند و شب بر مى گشتند. روزى حضرت ابیطالب فرزند خود را دید با پسرعمویش ‍ مشغول نمازاند. اول مقدارى با رسول خدا صحبت كرد، سپس به فرزندش ‍ چنین گفت : (پسرجان ، چه كار مى كنى ؟).
گفت : پدرجان ، من اسلام آورده ام و براى خدا، با پسرعموى خود نماز مى گزارم . ابوطالب گفت : (از وى جدا مشو كه البته ترا جز به خیر و سعادت دعوت نكرده است ).
آغاز فداكاریهاى على (ع ) 
حضرت على (ع ) چه در آغاز دعوت اسلام و چه در جنگها، فداكاریهاى زیادى كرده است . هنگامى كه پیامبر (ص ) دعوت خود را آشكار نمود، اذیت و آزارهاى قریش هم شروع شد. بسیارى از مواقع - در ابتداى امر - رسول خدا را در حال نماز اذیت مى كردند و انواع ناروائیها را بر آن حضرت روا مى داشتند. در این موقع على بن ابیطالب (ع ) و گاه زید بن حارثه به نوبت و گاه هر دو با هم از رسول خدا محافظت مى كردند على (ع ) در بسیارى از غزوات اسلام با از جان گذشتگى و برداشتن زخمهاى فراوان دست از دامن پیغمبر (ص ) برنداشت . سپر تیرها و بلاهایى بود كه از سوى كفار به جانب پیامبر روان مى شد.
در لحظات بحرانى و خطر جان پیغمبر اكرم (ص ) را از خطر نجات مى داد.
در سال چهارم بعثت  
وقتى از طرف خداوند امر شد (خویشان خود را از این دعوت با خبر كن و آنها را بیم ده ) زخم زبان ابولهب و دیگران را به جان تحمل كرد و با شجاعت بى نظیر آمادگى خود را براى كمك به پیامبر (ص ) اعلام كرد و در نوبت سوم كه تنها على در آن جمع برخاست ، پیغمبر اكرم فرمود:
بنشین كه تویى برادر من و وصى من و وزیر من و وارث و خلیفه بعد از من . این مسؤ ولیت سنگین از همان آغاز دعوت علنى بر دوش پرتوان على (ع ) قرار گرفت .
فداكارى دیگر 
در مقابل عهدنامه اى كه قریش براى سركوب كردن بنى هاشم و در تنگنا قرار دادن پیامبر (ص ) امضاء كرده و در خانه كعبه آویخته بودند، در اول محرم سال هفتم بعثت رسول خدا و یاران تصمیم گرفتن در شعب ابوطالب ساكن شوند، این محاصره اقتصادى تا نیمه رجب سال دهم بعثت یعنى در حدود سه سال و شش ماه طول كشید. در این مدت پیامبر اكرم و خدیجه و دختر نازنینش فاطمه در نهایت مضیقه و در عین گرفتارى بودند. حتى چند نفر با یك خرما زندگى مى كردند.
براى اینكه گزندى به جان عزیز پیامبر وارد نشود، ابوطالب شبها چند ساعتى كه از شب مى گذشت پیغمبر را مى برد و در جاى دیگر مى خوابانید، و آن گاه پسرش على (ع ) را مى آورد و در بستر پیغمبر (ص ) مى خواباند تا اگر قریش ناگهان حمله كند، فرزندش على (ع ) بجاى پیغمبر (ص ) كشته شود.
شب هجرت و فداكارى على (ع ) 
در شهر مكه فقط چند تنى از مسلمانان مانده بودند. عده اى به حبشه هجرت كردند و چند تنى هم قبل از پیغمبر (ص ) به یثرب مهاجرت كرده بودند در مكه جز از محمّد (ص ) و على (ع ) و ابوبكر و چند تن از زنان و یا زندانیان كسى باقى نمانده بود. اختناق در مكه به حد اعلاى خود رسیده بود. عده اى از مسلمانان در زیر تازیانه در زندان بسر مى بردند. اگر جوانانى بودند كه پنهانى به محمّد (ص ) و دین اسلام عشق مى ورزیدند، جراءت ابراز عقیده نداشتند.
محمّد (ص ) تصمیم بر هجرت به مدینه گرفته و راز خود را تنها به على (ع ) رازدار همیشگى خود، گفته بود. قرار شد آن شب هولناك را هم على (ع ) در رختخوابش بیارامد و برد خضرمى سبز رنگش را روى خود اندازد، و آن چنان عمل كند كه قریش كوچكترین گمانى در این باره نبرند.
جوانان تبه روزگار قریش در اطراف خانه محمّد (ص ) منتظر انجام جنایت خود بودند. سكوت بر تمام شهر حكمفرما بود. شمشیرهاى كشیده برق مى زد. بسوى خوابگاه پیامبر (ص ) حمله بردند. محمّد است یا على ؟ خوابند یا بیدار؟ چه كنند؟
محمّد دیگر از چنگ آنها رها شده است !
على (ع ) را تحت فشار قرار مى دهند. با اصرار و پافشارى مخفیگاه محمّد را از على مى پرسند. او را تهدید به قتل مى كنند ولى جز این كه محمّد از مكه خارج شده است چیزى از على (ع ) نمى شنوند. على (ع ) در مكه مى ماند تا به سفارشهاى پیامبر (ص ) عمل كند. امانتها را به صاحبانشان رد كند. سپس ‍ با تنى چند از زنان و مردان راهى مدینه مى شود. این همه فداكارى و سختى فقط براى خدا و پیغمبر خداست . على (ع ) مصداق این آیه مباركه است :
(بعضى مردانند كه از جان خود در راه رضاى خدا در مى گذرند و خدا دوستدار چنین بندگان است ).(46) 
در جنگ احد 
در جنگ احد، آن چنان شجاعتى از على (ع ) دیده شد كه دوست و دشمن را به شگفت آورد. مسلمانان هفتصد تن و كفار قریش سه هزار سوار و دو هزار پیاده با تجهیزات كامل به میدان آمدند. على (ع ) با شمشیر جانشكار خود كفار زیادى را كشت . هر زمان كه دشمنان كینه توز، پیامبر اكرم (ص ) را در میان مى گرفتند؛ على (ع ) حملات آنها را دفع مى كرد. قدرت جنگاورى علتى (ع ) باعث شد كه شمشیرش شكست . پیغمبر (ص ) شمشیر خاص ‍ خود را كه (ذوالفقار) نام داشت به على (ع ) داد. بدن على (ع ) در این جنگ بیش از شصت زخم برداشته بود. در همین جنگ بود كه پیغمبر پیك وحى را در میان زمین و آسمان مشاهده كرد كه مى گوید:
(( لا سیف الا ذوالفقار و لا فتى الا على )) (شمشیرى جز ذوالفقار و جوانمردى جز على وجود ندارد.)
در جنگ خندق 
اولین نمایش جنگى دشمن بدین طریق آغاز شد. عمرو بن عبدود از پهلوانان نامدار قریش سر تا پا پوشیده از اسلحه آهنین با چند تن از سپاهیان كفر از خندق گذشت . در این سوى خندق علتى بن ابیطالب (ع ) با چند تن دیگر به استقبال آنها مى رود و راه را بر آنها مى بندد.
عمرو سه بار مبارز مى طلبد. على (ع ) داوطلب جنگ با اوست . رسول اكرم (ص ) در نوبت اول و دوم اجازه نمى فرماید. در نوبت سوم رسول مكرم (ص ) اجازه مى دهد. على رو در روى عمرو قرار مى گیرد. در این هنگام پیغمبر (ص ) فرمود: (( (برز الایمان كله الى الشرك كله ) )) یعنى تمام ایمان در برابر تمام كفر قرار گرفت .
شجاعت فوق العاده على (ع ) موجب مى شود كه عمر بن عبدود در این جنگ به خاك در غلطد. رسول اكرم (ص ) در آن لحظه حساس فرمود:
(( ضربة على یوم الخندق افضل من اعمال امتى الى یوم القیامة . ))
یعنى : ضربت على روز خندق از اعمال امت من تا روز قیامت برتر است .
همین فتح نمایان و عوامل دیگر باعث ضعیف شدن لشكر دشمن كه ده هزار سپاهى مجهز بودند، گردید و همه بسوى مكه فرار كردند.
على (ع ) در جنگ خیبر 
در سال هفتم هجرى جنگ خیبر پیش آمد و على (ع ) همراه رسول خدا (ص ) بود. در همین غزوه است كه محمّد (ص ) فرمود: (فردا علم سپاه را به دست كسى مى دهم كه خدا و رسولش را دوست مى دارد و خدا و رسول هم او را دوست دارند. او هرگز در جنگ فرار نمى كند بلكه حمله مى كند. بر نمى گردد تا خدا گره این مشكل را به دست او بگشاید).
در فتح مكه 
على (ع ) همراه رسول خدا بود. بعضى نوشته اند كه براى واژگون كردن بتها در كعبه و براى ریشه كن ساختن بت پرستى پاى خود را بر شانه رسول خدا (ص ) گذاشت و براى شكستن بتها بالا رفت .
در جنگ حنین و طایف  
نیز على (ع ) همراه رسول خدا بود. در جنگ حنین جز نه نفر از جمله حضرت على (ع ) كه در جنگ پایدارى كردند، همه گریختند.
در غزوه تبوك  
كه در سال نهم هجرت پیش آمد رسول خدا (ص ) على را به جانشینى خود در مدینه گذاشت و این تنها غزوه اى بود كه بعد از 27 غزوه على (ع ) همراه رسول خدا (ص ) نبود. علتى (ع ) در ماندن در مدینه - اگر چه به دستور رسول خدا - بود كمى غمنده شد، و میل داشت كه همچنان در ركاب رسول اللّه بجنگد. رسول اكرم (ص ) به على فرمود: (مگر خشنود نیستى كه منزلت تو نسبت به من همان منزلت هارون نسبت به موسى باشد؟ جز آنكه پس از من پیامبرى نیست ).
این حدیث به (حدیث منزلت ) شهرت یافت .
در سال دهم (حجة الوداع )، داستان (غدیر خم ) پیش آمد. رسول خدا (ص ) به امر خداوند حضرت على (ع ) را در حضور دهها هزار نفر مسلمان به عنوان (وصى ) و (جانشین )خود تعیین فرمود و آیه 4 از سوره مائده كه به (اكمال دین ) و (اتمام نعمت ) شهرت دارد نازل شد: (( (الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتى و رضیت لكم الاسلام دینا).)) (47) 
در آخرین لحظه هاى عمر رسول مكرم ، على (ع ) بر بالین آن سرور بود و در حالى كه سر مبارك رسول (ص ) بر روى سینه على بود چشم از جهان فرو بست . على (ع ) خود بدن مقدس رسول گرامى را غسل داد و كفن كرد و با دستهاى خود - آن پیكر نازنین را - به درون قبر برد. على آخرین كسى بود كه از قبر منور محمّد (ص ) بیرون آمد.
سیماى على (ع ) در قرآن 
بیش از صد مورد، بر حسب مدارك قابل قبول ، آیاتى است كه درباره على نازل شده ، ما در این جا چند آیه را كه به اتفاق شیعه و سنى درباره على (ع ) نازل شده است نقل مى كنیم :
آیه مباركه (( (افمن كان مؤ منا كمن كان فاسقا لا یستوون - )) آیا پس كسى كه مؤ من باشد مانند كسى است كه فاسق باشد (چنین نیست ) اینان یكسان نیستند. سوره سجده آیه 19).(48) 
آیه مباركه : (( (انما انت منذر و لكل قوم هاد - )) جز این نیست كه بیم دهنده اى و از براى هر قومى راهنمایى است سوره رعد آیه 9) فخر رازى در ذیل این آیه منظور از (هادى )را حضرت على (ع ) نقل مى كند.(49) 
آیه مباركه (( (انما ولیكم اللّه و رسوله و الذین یقیمون الصلوة و یؤ تون الزكوة و هم راكعون - )) جز این نیست كه ولى شما خداست و رسولش ‍ و آنان كه بر پاى مى دارند نماز را و زكات را وقتى كه در ركوع اند مى دهند (سوره مائده - آیه 61).
فخر رازى در ذیل آیه مباركه از ابوذر غفارى نقل مى كند و همچنین زمخشرى در تفسیر كشاف در ذیل آیه مباركه مى گوید: این آیه درباره امیرالمؤ منین على (ع ) نازل شده است .(50) 
على (ع ) مفسر قرآن بود و از رموز و اسرار آن با خبر بود زیرا از سرچشمه دانش و بینش پیغمبر (ص ) سیراب شده بود. على گام به گام با پیغمبر و شاهد نزول آیات كریمه قرآن بوده است و این پیغمبر است كه در حق على (ع ) فرمود:
(على با قرآن است و قرآن با على است ، این دو از هم جدا نمى شوند تا بر حوض كوثر وارد شوند).
على (ع ) خود كاتب وحى پیغمبر (ص ) بود، و آیاتى را كه بر پیغمبر (ص ) نازل مى شد به امر آن حضرت بى درنگ حفظ و ضبط مى كرد. پس از وفات پیغمبر بلافاصله در خانه نشست و به جمع آورى قرآن پرداخت تا از پراكندگى و تحریف بر كنار باشد.
علتى (ع ) در تفسیر و تبیین قرآن كریم از همه شایسته تر بود و این قولیست كه جملگى (شیعه و سنى ) برآنند.
امام و امامت  
كسانى كه بعد از پیامبر (ص ) راهنمایى مردم را بر عهده دارند (امام ) نامیده مى شوند. همچنان كه دین را خدا - به وسیله پیامبر (ص ) - براى مردم مقرر مى دارد و سرچشمه الهى و منشاء خدایى دارد، پیامبر و امام را هم خداوند براى مردم تعیین مى نماید. خداوند كسانى را كه شایستگى رهبرى مردم را دارند بر مى گزیند. امام (ع ) علوم و معارف دینى را از پیغمبر (ص ) و پیغمبر از طریق وحى از خداوند فرا مى گیرد. همچنان كه مردم محتاج دین هستند محتاج به امامان و رهبران دینى نیز مى باشند، زیرا:
اولا، اصول احكام و دستورهاى دینى به وسیله وحى به پیامبر ابلاغ مى شود؛ امّا تفسیر و بیان تفصیلى آیات و احكام و حل مشكلات تازه مردم نیاز به امامان و رهبرانى دارد كه در هر زمان مردم را با جزء جزء مسائل دین آشنا كنند و از منحرف شدن آنها جلوگیرى نمایند.
ثانیا، دین اسلام ، دین كامل جامعى است كه هم شامل مسائل دینى و رهبرى دینى مى شود و هم داراى سازمان اجرایى حكومت است . امام است كه همچون زمان پیامبر (ص ) باید و مى تواند با حق حاكمیت خود در كارهاى فردى و اجتماعى مردم دخالت كند و با استنباط و درك صحیح مسائل مورد نیاز، آنها را دقیقا در خط سیر قوانین و احكام الهى پیش برد و در اجراى دقیق آنها نظارت كند و در مسائلى كه تازه است نظر قاطع بدهد.
امام داراى صفاتى است ممتاز به شرح زیر:
1 - چون رهبرى دینى و علمى با امام است بنابراین امام احاطه كامل به مسائل دینى و عقیدتى و اجتماعى دارد.
2 - امام داراى (عصمت ) است و از گناه و خطا به دور است . همچنان كه پیغمبر (ص ) از خطا و لغزش مصون است امام هم معصوم است . امام دچار نافرمانى خدا نمى شود و دستخوش هوا و هوس نمى گردد.
3 - امام داراى فضیلت و تقواست و نمونه پاكى و راستى است و داراى كمالات اخلاقى و معنوى است . امامى كه مى خواهد مربى دیگران باشد، خود باید سرمشق فضیلت و تقوا و درستى گفتار و عمل براى همه و در همه اعصار و قرون باشد. امام در اجراى عدالت و رعایت حقوق مردم دچار كوچكترین انحرافى نمى شود و هرگز حق را فداى مصلحت نمى كند.
با توجه به شرایطى كه یاد كردیم ، امام را مردم نمى توانند تعیین كنند. امام را پیغمبر (ص ) به امر خدا - براى این منصب الهى - تعیین فرموده و در احادیثى كه آمده ، پیغمبر (ص ) حضرت على (ع ) و امام حسن (ع ) و امام حسین (ع ) و نه فرزندش را تا حضرت مهدى موعود (ع ) تعیین فرموده است .
امامان معصوم در هر دوره و زمان با نشر و تفسیر و بیان احكام معارف اسلامى و تربیت شاگردانى - كه هر یك خود شاگردان دیگرى داشته اند - و بیان روایات و احادیث كه در كتب شیعه و سنى گرد آمده است چراغ روشن دین اسلام را همچنان روشنى بخش و نورافشان نگاه داشته و به آیندگان خود سپرده اند.

نهج البلاغه 
مجموعه اى است از خطبه ها و نامه ها و مواعظ و كلمات قصار (كوتاه و پر معنى ) حضرت على (ع ) كه نمونه فصیح ترین و بلیغ ‌ترین ادبیات زبان عرب است . پایین تر از قرآن و كلمات رسول اكرم (ص ) و بالاتر از سخنان افراد بشر است . در نامه ها و دستورالعمل هایى كه على (ع ) به حاكمان و والیان زمان خود داده است ، بهترین دستورهاى سعادت بخش دیده مى شود. این مجموعه بلند پایه به اكثر زبانهاى زنده دنیا ترجمه شده و شرحهاى گوناگونى بر آن تاكنون نگاشته شده است .
سید رضى كه خود از اولاد على (ع ) است و در سخنورى و شاعرى در عصر خود بى نظیر بوده است ؛ در نیمه دوم قرن چهارم هجرى بخشى از خطبه ها و نامه هاى آن حضرت را بنا به ذوق خود برگزیده و به یادگار بر جاى نهاده است . همین مجموعه به نام (نهج البلاغه ) شهرت دارد. با خواندن این اثر، بدرستى مى توان دریافت كه على فقط مرد شمشیر نبوده بلكه در ملك سخنورى ، نیز پهلوانى بى همتا و سخندانى بى نطیر بوده است . همچنان كه در سایر ابعاد مردى نامتناهى و امامى راستین بوده است .
زنان و فرزندان مولى على (ع ) 
پسران و دختران على (ع ) را بیست و هفت تن نوشته اند كه چهار نفر ایشان امام حسن (ع ) و امام حسین (ع ) و زینب كبرى و ام كلثوم و مادرشان حضرت فاطمه زهرا (ع ) بوده است .
فرزندان دیگر آن حضرت عبارتند از:
محمّد (ابوالقاسم ) كه مادر او خوله حنفیه است معروف به محمّد حنفیه كه مردى شجاع و قوى بود و در جنگ جمل و صفین در ركاب پدر بزرگوار شجاعتها از خود بروز داد.
عمر و رقیه كه هر دو تواءم از مادر متولد شدند. مادرشان امّ حبیب دختر ربیعه است .
حضرت عباس و جعفر و عثمان و عبداللّه اكبر كه مادرشان امّالبنین بوده و در واقعه كربلا شهید شدند. شجاعت و رشادت و وفادارى حضرت اباالفضل العباس و دیگر بزرگواران در داستان كربلا ضرب المثل است . محمّد اصغر و عبداللّه كه مادرشان لیلا دختر مسعود دارمیه است و در كربلا شهید شدند. یحیى كه مادرش اسماء دختر عمیس مى باشد.
ام الحسن و رمله كه مادرشان ام سعید است .
نفیسه - زینب صغرى - رقیه صغرى - ام هانى - ام الكرام - جمانه - امامه - ام سلمه - میمونه - خدیجه - فاطمه .
حضرت على (ع ) تا زمانى كه حضرت فاطمه زهرا (ع ) زنده بودند با زن دیگرى ازدواج نفرمود؛ بعد از وفات حضرت فاطمه (ع ) بنابر وصیت آن مخدره حضرت على (ع ) با امامه دختر خواهر حضرت زهرا (ع ) ازدواج فرمود.
از سخنان على علیه السلام 
1 - جهاد و مبارزه درى از درهاى بهشت است كه خداوند به روى دوستان خویش گشوده است . جهاد لباس تقوا و زره محكم و نگهبان و سپر مستحكم خداوند است .
كسى كه از جهاد روى بگرداند، خداوند لباس ذلت و خوارى بر او مى پوشاند و او را در گرفتارى و بلا غوطه ور مى سازد و زبون و حقیر و بیچاره اش مى كند، رحمت خدا از دلش بیرون مى رود و بى خرد مى شود. با ضایع كردن جهاد از حق دور شده و به ذلت دچار مى گردد و از عدالت و انصاف محروم مى شود.
2 - در دگرگونى اوضاع ، حقیقت و گوهر اشخاص معلوم مى گردد.
3 - هر روزى كه در آن نافرمانى خدا نشود آن روز عید است .
4 - ما با رسول خدا (ص ) (در میدانهاى جنگ براى یارى دین ) چنان بودیم كه با پدران ، فرزندان ، برادران ، عموهاى خدا جنگ و نبرد مى كردیم و این نبرد و قتال ، ایمان ما را به خدا بیشتر و تسلیم و اطاعت ما را در برابر خدا و ثبات و استقامت ما را زیادتر مى كرد، و ما را در برابر مصائب و مشكلات و اندوهها بردبارتر و تلاش و جدیت ما را در نبرد با دشمنان (و جهاد با كفار) بیشتر مى ساخت .
5 - خداوند هنگامى پیامبر (ص ) را مبعوث كرد كه مردم گمراه و سرگردان و در فتنه و فساد فرو رفته و در هواپرستى و آز غوطه ور بودند. كبر و نخوت موجب لغزشها و اشتباهات آنان شده و جهل و نادانى خوار و زبونشان كرده بود. در كار خویش حیران و سرگردان و مضطرب بوده و جهل و نادانى سراسر وجودشان را فرا گرفته بود. پیامبر (ص ) در هدایت و نصیحت آنان تلاش فراوان كرد و آنان را به راه راست به سوى حكمت و دانش و پند و موعظه نیكو فرا خواند.
46-سوره بقره آیه 203.
47-امروز دین شما را به حد كمال رسانیدم و بر شما نعمت را تمام كردم و اسلام را كه بهترین آیین است براى شما آوردم . (مائده آیه 4).
48-ر.ك : (( اسباب النزوال )) واحدى صفحه 263 - مؤ لف كتاب مى گوید: این آیه درباره على (ع ) است كه مؤ من اوست : نیز: تفسیر طبرى ، ج 21 ص 68.
49-ر.ك : (( مستدرك الصحیحین ، )) حاكم نیشابورى ، ج 3، ص 129 نیز: از تفسیر نمونه ، ج 10، ص 131.
50-تفسیر طبرى ، ج 6 ص 186 - نیز: ر.ك : تفسیر نمونه ج 4، ص 421.

نام كتاب : چهارده اختر تابناك 

مؤ لف : احمد احمدى بیرجندى




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 23 اردیبهشت 1393 توسط سید سعدی علوی
مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin