تبلیغات
امام علی(ع)مظهر علم شجاعت جوانمردی-مذهبی
امام علی(ع)مظهر علم شجاعت جوانمردی-مذهبی

تبلیغات ضد على (ع )

بنى امیه بقدرى نسبت به على (ع ) دشمنى و كینه داشتند، كه در بالاى منبرها، به ساحت مقدس او، جسارت كرده و او را سب و لعن مى كردند، و این بدعت از ناحیه معاویه شروع شد و تا زمان خلافت عمربن عبدالعزیز (هشتمین خلیفه اموى ) ادامه داشت (یعنى حدود بیش از شصت سال ).
تا آنجا كه مى نویسند: در زمان خلافت عبدالملك (پنجمین خلیفه اموى ) روزى یكى از علماء، در مسجد دمشق ، موعظه مى كرد، ناگهان در وسط گفتارش ، مقدارى از فضائل حضرت على (ع ) را به زبان آورد.
عبدالملك گفت : ((عجبا هنوز مردم ، على (ع ) را فراموش نكرده اند، دستور داد، زبان آن عالم را بریدند)).
شاعر در این مورد چه زیبا گفته :
اعلى المنابر تعلنون بسبه
و بسیفه نصبت لكم اعوادها
ترجمه :
((برفراز منبرها، آشكارا به على (ع ) ناسزا مى گویند، با اینكه چوبهاى این منبرها، با شمشیر و مجاهدات على (ع ) نصب گردید و درست شد)).


طرح و تاكتیك در ممنوعیت سبّ على (ع )

عمر عبدالعزیز (دهمین خلیفه اموى ) در میان خلفاى بنى امیه ، نیك سرشت و عدالتخواه بود، او علاوه بر كارهاى مهمى كه در دوران خلافتش ‍ انجام داد، دو كار مهم نیز با طرح و تاكتیك خاصى ، انجام داد، یكى اینكه سبّ و لعن امیر مؤمنان على (ع ) را ممنوع كرد، دوم اینكه فدك را به نواده هاى حضرت زهرا (ع ) برگرداند.
در مورد اوّل ، ناگفته روشن است كه مردم حدود شصت سال به سبّ و لعن بر على علیه السّلام عادت كرده بودند، و معاویه و خلفاى بعد از او، هر چه توان داشتند، كینه خود را نسبت به على (ع ) آشكار ساختند، پیران در حال كینه على (ع ) مردند، و كودكان با این برنامه ، بزرگ مى شدند، در این صورت ، ممنوع كردن این بدعت كه به صورت سنتّ درآمده بود، نیاز به طرحهاى ظریف و قوى داشت .
عمر بن عبدالعزیز با یك طرح مخفیانه ، به این كار دست زد، او فكر كرد كه یگانه راه برداشتن سبّ و لعن على علیه السّلام فتواى علماى بزرگ اسلام ، به این امر است ، مخفیانه یكنفر پزشك یهودى را دید و به او گفت ، علماء را دعوت به مجلس مى كنم ، تو هم در آن مجلس حاضر شو، و در حضور آنها از دختر من ، خاستگارى كن ، من مى گویم از نظر اسلام جایز نیست كه دختر مسلمان با شخص كافر ازدواج كند، تو در پاسخ بگو پس چرا على كه كافر بود، داماد پیامبر (ص ) شد، من مى گویم على (ع ) كه كافر نبود، شما بگو اگر كافر نبود پس چرا او را سبّ و لعن مى كنید، با اینكه سب و لعن مسلمان جایز نیست ، آنگاه بقیه امور با من .
طبق طرح عمربن عبدالعزیز، مجلس ترتیب یافت ، و طبق دعوت قبلى ، بزرگان و اشراف بنى امیه و علماى وابسته در آن مجلس ، شركت كردند، در این شرائط، پزشك یهودى دختر عمربن عبدالعزیز را، خواستگارى كرد.
عمر گفت : این ازدواج از نظر اسلام جایز نیست ، زیرا ما مسلمان هستیم و ازدواج دختر مسلمان با مرد یهودى جایز نیست .
یهودى گفت : پس چرا پیامبر اسلام (ص ) دخترش را به ازدواج على (ع ) كه كافر بود، درآورد؟
عمر گفت : على (ع ) كه كافر نیست ، بلكه از بزرگان اسلام است .
یهودى گفت : اگر او كافر نبود، پس چرا او را لعن و سبّ مى كنید؟!
در اینجا بود كه همه مجلسیان ، سرها را به زیر افكندند و شرمنده شدند. آنگاه عمر بن عبدالعزیز، سر نخ را بدست گرفت و به مجلسیان گفت : ((انصاف بدهید آیا مى توان داماد پیامبر (ص ) را با آنهمه فضل و كمال ، دشنام داد؟)) مجلسیان سر به زیر افكندند، و سرانجام در همان مجلس ، طرح عمربن عبدالعزیز، جا افتاد، و او فرمان داد كه دیگر براى هیچ كس ‍ سب و لعن على (ع ) روا نیست .


رباعى پیر مرشد

مى نویسند: در زمان سلطنت امیر تیمور گوركان ، جمعى از افراد ماوراءالنهر كه از متعصبان دشمن على (ع ) بودند، مجلسى تشكیل داده و صورت مجلسى نوشتند، كه در آن آمده بود، دشمنى و كینه نسبت به على (ع ) بر هر فرد مسلمانى واجب است ، هر چند به مقدار جوى ، كینه داشته باشد، زیرا او به قتل عثمان ، فتوى داده است .
آن نوشته را نزد امیر تیمور فرستادند، تا او نیز آن را تأ یید كند، و مانند خلفاى بنى امیه ، دستور دهد كه خطباء و سخنرانان ، بالاى منبرها، نسبت به ساحت مقدس آن حضرت ، به بدگوئى بپردازند.
امیر تیمور گفت : چون من مرید پیر مرشد، ((شیخ زین الدین نابتادى )) هستم ، این نوشته را نزد او مى فرستم و او هر چه رأ ى داد همانرا پیروى مى كنم .
آن نوشته را نزد او فرستاد، او پس از خواندن آن ، این رباعى را در پشت آن نوشت :
گر آنكه بود فوق سماء منزل تو
و از كوثر اگر سرشته باشد گل تو
گر مهر على نباشد اندر دل تو
مسكین تو و سعى هاى بى حاصل تو





نوشته شده در تاریخ سه شنبه 6 اسفند 1392 توسط سید سعدی علوی
مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin